Skip Navigation Linksصفحه اصلی : جزئیات خبر
  ورود به سایت   |    هنوز ثبت نام نکر ده اید؟
  آپی آدرس :
3.235.105.97
   نام مرورگر :
Unknown
   نسخه مرورگر :
0.0
  بازدید امروز :
18
  بازدید دیروز :
793
   افراد آنلاین :
3
   بازدید ماه جاری :
5497
   بازدید ماه گذشته :
23782
   بازدید کل :
556260

درس بیست و سوم

مدرسه نجات‌بخش حسینی

بازگشت


حسين (ع) مردمان را چون فرزندان دلبند خويش و پارهٔ تن خود مى‌دانست و در راه هدايت آنان با همه وجود تلاش مى‌نمود و مى‌گفت وجود من با وجود شما يكى است و فرزندان و خانواده شما در حكم فرزندان و خانواده خود من‌اند، چنانكه در منزل «بِيْضَه» ـ يكى از منزلگاه‌هاى به سوى كوفه ـ ضمن خطبه‌اى فرمود:

«فَأَنـَا الْحُسَـيْـنُ بْنُ عَـلِيٍّ، وَ ابْنُ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ نَفْسِي مَعَ أَنْفُسِكُمْ، وَ أَهْلِي مَعَ أَهْلِيكُمْ، فَلَكُمْ فِيَّ أُسْوَةٌ.»

همانا من حسين، فرزند فاطمه، دختر پيامبر و فرزند على هستم، من با شمايم و خاندانم با خاندان شماست، و من سرمشق و الگوى شمايم.

با چنين نگرشى، در مدرسهٔ حسينى هيچ‌كس طرد نمى‌شود، بلكه تلاش جدّى صورت مى‌گيرد تا همگان نجات يابند و هدايت شوند. حسين (ع) در آغاز نهضت خود پس از ورود به مكه نامه‌اى به مردم بصره نوشت و آنان را به هدايت خويش فرا خواند و چنين فرمود:

«وَ إِنْ تَسْمَعُوا قَوْلِي وَ تُطِيعُوا أَمْرِي أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ.»
اگر گفتار مرا بشنويد و فرمانم را ببريد، شما را به راه رشد و سعادت هدايت مى‌كنم.

اينگونه بود كه حسين (ع) به سراغ عبيدالله بن حُرّ جُعْفى نيز رفت كه سابقه‌اى پُرشرارت داشت. و او را به توبه از گذشتهٔ خويش و پيوستن به جبهه حق فراخواند، امّا او نپذيرفت و خود را از سعادت حقيقى محروم ساخت؛و تا آخر عمر از اين اقدام خود و پشت‌كردن به دعوت حسين (ع)، اظهار ندامت و پشيمانى مى‌كرد و از اينكه چنين سعادتى را از دست داده بود، تأسّف مى‌خورد و خود را سرزنش مى‌كرد و تأثّر و پشيمانى خويش را در اشعارى بيان مى‌كرد كه ابيات زير از آن جمله است:

يَا لَکَ حَسْرَةً مَادُمْتُ حَيًّا
تَرَدَّدُ بَيْنَ حَلْقِي وَ التَّرَاقِي

حُسَيْنًا حِينَ يَطْلُبُ بَذْلَ نَصْرِي
عَلَى أَهْلِ الْعَدَاوَةِ وَ الشِّقَاقِ

وَ لَوْ أَنِّي أُوَاسِيهِ بِنَفْسِي
لَنِلْتُ كَرَامَةً يَوْمَ التَّلاَقِ

مَعَ ابْنِ الْمُصْطَفَى نَفْسِي فِدَاهُ
فَيَا لِلّهِ مِنْ أَلَمِ الْفِرَاقِ

اى دريغ و افسوس؛ و تا زنده‌ام دريغى در ميان سينه و گلويم در گردش است.

آنگاه كه حسين براى مقابله با دشمنان حق و ستم‌پيشگان از من طلب يارى كرد.

و اگر من او را با جان خود يارى كرده بودم، در روز ديدار [پروردگار] به كرامت دست يافتمى.

همراه فرزند مصطفى كه جانم فدايش باد، پناه بر خدا از درد جدايى.

و نيز چنين مى‌سرود:

يَقُولُ أَمِيرٌ غَادِرٌ حَقَّ غَادِرٍ
أَلاَ كُنْتَ قَاتَلْتَ الشَّهِيدَ ابْنَ فَاطِمَهْ

وَ نَفْسِي عَلَى خِذْلاَنِهِ وَ اعْتِزَالِهِ
وَ بَيْعَةِ هذَا النَّاكِثِ الْعَهْدِ لاَئِمَهْ

فَيَا نَدَمًا أَلاَّ أَكُونَ نَصَرْتُهُ
أَلاَ كُلُّ نَفْسٍ لاَ تُسَدِّدُ نَادِمَهْ

امير بى‌وفا، به راستى بى‌وفا مى‌گويد چرا با حسين پسر فاطمه نجنگيدى؛

و من بر يارى‌نكردن او و دورى‌گرفتن از او و هم‌پيمانى با اين پيمان‌شكن پشيمانم؛

من پشيمانم از اينكه او را يارى نكردم، هان كه هركس درستكار نباشد، پشيمان شود.


برگرفته از کتاب " مدرسه حسینی " تالیف استاد مصطفی دلشاد تهرانی




کلمات کلیدی پست

#مدرسه_حسینی #عاشورا #ویژه‌نامه #شعر #محبت



 دوشنبه ، 24 شهریور 1399 - 8:28 صبح
 ارومیه
 فرهنگی

گروه پست : 40 درس از مدرسه حسینی
کد پست : 11624


اطلاعات تماس


  ارومیه ، خیابان امام کوی 9 (اسلامی) ، اداره کل تبلیغات اسلامی استان آذربایجان غربی
  044-32230113
  044-32221740  (دورنگار)
 Info@ido-ag.ir

در شبکه های اجتماعی ما را دنبال کنید





طراح و برنامه نویس : مهندس امیر اباذرلو وب سایت : www.web99.ir همراه : 09143613790